<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>یا محمد</title>
		<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>دل نوشته کوتاه در مورد امام رضا</title>
						<description>&lt;p&gt;یادمون نره روز عاشورا و توی زمین کربلا چی گذشت! جان زهرا(س) اینقدر آسان نبر نام حسین(ع) قلب مادر را نماید شعله ور نام حسین(ع) عاشقان بی اشک دیده نام او کی میبرند؟! فاطمه(س) هم میبرد با چشم تر نام حسین(ع) هرچه میخوای بگیری از خداوند کریم در دعای خود بگو وقت سحر نام حسین(ع) میزند بر هر دل سوزان شرر نام حسین(ع) نیست راهی بر نجات تو مگر نام حسین(ع) آقا جان&amp;#8230; فرمودین هر کس حتی اگر سنگی رو دوست داشته باشه فردای قیامت با همون محشور میشه سید و مولای&amp;#8230; خودتون میدونید که قلباً دوستتون داریم&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaamohammad.kowsarblog.ir/دل-نوشته-کوتاه-در-مورد&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/دل-نوشته-کوتاه-در-مورد</link>
							</item>
				<item>
			<title>شعر کوتاه در مورد امام زمان</title>
						<description>&lt;p&gt;دوست نسيم صبح، سلامم ببر به محضر دوست بگوي حال دل خسته ام تو در بر دوست نسيم صبح، چو بر زلف او گذر کردي بيار همره خود بوي مشک و عنبر دوست نسيم صبح، به آهنگ عشق و ناز برو ببوس از طرف من ز پاي تا سر دوست نسيم صبح، دو چشمم به راه مي باشد که اوفتد به دو چشم سياه منظر دوست نسيم صبح، به تير نگاه او سوگند هزار کشته فتاده به کوي و معبر دوست نسيم صبح، نوشتم به اشک ديده بيا پيام من برسان از وفا به کشور دوست بگوي هاشمي خسته دل چنين خواهد که لحظه اي بنشيند مگر برابر دوست&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaamohammad.kowsarblog.ir/شعر-کوتاه-در-مورد-امام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/شعر-کوتاه-در-مورد-امام</link>
							</item>
				<item>
			<title>دل نوشته از شهید</title>
						<description>&lt;p&gt;عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود &amp;#8221; &amp;#8220;عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود&amp;#8221; &amp;#8220;شرط می بندم که فردایی نه خیلی دیر و دور&amp;#8221; &amp;#8220;مهربانی ، حاکم کل مناطق میشود&amp;#8221; &amp;#8220;هم زمان, سهمیه ی دلهای دلتنگ و صبور&amp;#8221; &amp;#8220;هم زمین, ارثیه ی جانهای لایق میشود&amp;#8221; &amp;#8220;قلب هر خاکی که بشکافند نشانش عاشقی است&amp;#8221; &amp;#8220;هر گلی که غنچه زد نامش شقایق میشود&amp;#8221; &amp;#8220;با صداقت آسمان سهمی برابر میدهد&amp;#8221; &amp;#8220;با عدالت خاک تقسیم خلایق میشود&amp;#8221; عقل هم با عشق یک نوعی موافق میشود&amp;#8221; &amp;#8220;عقل اگر گاهی هوادار جنون شد عیب نیست&amp;#8221; &amp;#8220;صبح فردا موسم بیداری آیینه هاست&amp;#8221; &amp;#8220;فصل فردا نوبت کشف حقایق میشود&amp;#8221; &amp;#8220;دست کم یک ذره در تاب و تب خورشید باش&amp;#8221; &amp;#8220;لااقل یک شب بگو کی صبح صادق میشود&amp;#8221; &amp;#8220;میرسد روزی که شرط عاشقی دلدادگی است&amp;#8221; &amp;#8220;آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق میشود &amp;#8221; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaamohammad.kowsarblog.ir/دل-نوشته-از-شهید&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/دل-نوشته-از-شهید</link>
							</item>
				<item>
			<title>جایگاه استخاره در اسلام</title>
						<description>&lt;p&gt; جایگاه استخاره در اسلام طبقه بندی موضوعی دیگر موارد برچسب استخاره اشتراک گذاری خلاصه پرسش جایگاه استخاره در اسلام کجاست و چه دلیلی از فقه بر جواز و مشروعیت آن داریم؟ پرسش مبنای فقهی استخاره چیست و چرا آقایان این همه وقت خود را بجای پاسخگویی به سؤالهای دینی صرف استخاره می کنند به عنوان مثال آیا بهتر نیست بجای استخاره در امر ازدواج به افراد مشاوره داد تا جامعه دچار این همه مشکلات نباشد. آیا ما با استخاره کتاب خدا را در حد یک وسیله قرعه کشی تنزل نداده ایم؟ و این خود نوعی استهزا به کلام خداوند نیست؟آیا روایت یا حدیث از معصومین داریم که حداقل یک بار برای یکی از دوستانشان به قرآن یا حتی تسبیح استخاره کرده باشند؟ واقعا جای استخاره کجاست؟ منظور همین استخاره مصطلح بین مقدسین است. در حالی که خدای متعال وحی را خاتمه داده و بندگانش را به تفکر و تعقل و بحث و تبادل نظر و مشورت با افراد کاردان و کارشناس و فقیه دعوت نموده و از همه مهمتر از آنها خواسته که مسئولیت اعمال خود را به عهده گرفته و همچون ابلیس مأیوس از رحمت خدا کارهای اشتباهشان را به خدا نسبت ندهند، دیگر چه جایی برای این نوع استخاره ها باقی می ماند؟ درست است قرآن همچون خدای متعال کریم است، اما آیا در همین قرآن آیاتی نداریم که می فرماید (یضل به کثیرا) و (نستدرجهم) آیا آیاتی نداریم که میذفرماید ( و انکحوا الایامی&amp;#8230;) آیا اگر واقعا کسی به قرآن ایمان داشته باشد باید به آن عمل کند یا به آن استخاره بگیرد؟ آیا آیاتی که در سر صفحه قرآن وارد نشده اند از آیات الهی شمرده نمی شوند؟ و هزاران آیه دیگر شما را به خدا چاره ای برای این قرآنهای بر سر نیزه رفته کنید. پاسخ اجمالی اسلام دین تفکر و تعقل است و ارزش آن را بالاتر از عبادت دانسته، پیروانش را به تفکر و تعقل در همه امور تشویق کرده است تا در همه کارها با اندیشه و فکر تصمیم گیری کنند. در مواردی که با فکر کردن به جایی نرسیدند و نتوانستند تصمیم گیری کنند در اینجا دستور اسلام مشاوره با افراد کاردان و امین است. اما گاهی با مشورت کردن نیز تردید ها بر طرف نمی شود و نمی توان تصمیم گیری کرد در این مرحله است که، روایات ما برای از بین بردن تردید، استخاره را پیشنهاد می کنند . با توجه به رعایت این مراتب مورد استخاره از نظر اسلام بسیار نادر خواهد شد و منحصر در مواردی می شود که شخص با تعقل و مشورت نتواند تصمیم گیری کند. با این توضیح عدم منافات استخاره با تعقل و تدبر و عمل به قرآن مشخص شد. از آنجایی که امامان معصوم ما از نظر عقل و آگاهی انسان کامل هستند هیچ گاه دچار حیرت و دو دلی نمی شوند تا نیاز به استخاره (متعارف در بین ما) داشته باشند. اما در مواردی که از آنها برای رفع تردید و دو دلی در کارها سؤال شده است آنان استخاره را پیشنهاد کرده اند که دلیل بر مشروعیت استخاره نیز است. پاسخ تفصیلی در موارد تصمیم گیری در زندگی انسان، اسلام نقش اول را بر عهده حجت باطن (عقل) گذاشته است. در قرآن کریم سفارش زیادی به خردورزی و بهره گیری از عقل شده است و از نظر قرآن، بدترین موجودات کسانی هستند که کارهایشان از روی تعقل نیست. [1] از نظر امام علی (ع)، اساساً یکی از مهم ترین علل بعثت پیامبران، شکوفاسازی عقل های آدمیان بوده است. [2] تکیه بر عقل و استفاده از این چراغ روشنی بخش تا آن درجه از اهمیت برخوردار است که در شرع مقدس نیز یکی از منابع استنباط احکام به شمار می رود. همچنین در آموزه های دینی به عوامل دیگری که در تصمیم سازی خردمندانه دخیل اند تأکید فراوان شده است که مهم ترین آنها «مشورت» است. با مشورت، نقص عقل فردی تا حدود زیادی جبران می شود و مجموعه ای از اطلاعات و تجربیات گران بها که دیگران در طی سال های بسیار بدان ها دست یافته اند، به آسانی در دسترس قرار می گیرد. [3] اما گاهی با مشورت کردن نیز تردید ها بر طرف نمی شود و نمی توان تصمیم گیری کرد در این مرحله است که روایات ما برای از بین بردن تردید، استخاره را پیشنهاد می کنند. برای استخاره دو معناست. یکی معنای حقیقی استخاره است که در اخبار و روایات ما بیشتر از آن نام برده شده و به معنی طلب خیر نمودن از خداست. این نوع استخاره در واقع یکی از رشته ها و شاخه های دعاست و همان استخاره مطلق است که اختصاص به مورد شک و تردید ندارد، بلکه در واقع استمداد و طلب خیر از خدای متعال در جمیع کارها و تمام افعال زندگی است. لذاست که امام صادق(ع) فرمود که خداوند فرمود: «از بدبختی بنده من آن است که کاری از کارهایش را بدون استخاره (طلب خیر) از من انجام دهد.» [4] بنابراین؛ طبق روایات فراوان، این نوع استخاره برای رفع تحیر و سرگردانی نیست بلکه در همه مراحل یک کار، خوب و پسندیده و راه گشاست. معنای دوم استخاره، طلب خیر نمودن از خدا، برای رفع تحیر و سرگردانی است که اختصاص به موارد شک و تردید دارد. درباره جایگاه استخاره به معنای دوم در فرهنگ دینی ما باید گفت اساساً سه دیدگاه می تواند وجود داشته باشد: الف: دیدگاهی که بدون کوچک ترین تعقل و تفکر و بررسی یک مسئله، نتیجه کارها را فقط و فقط به استخاره واگذار می کند و به استخاره پناه می برد. ب: دیدگاه دوم، دیدگاه عقل گرا و منکر استخاره است. ج: اما دیدگاه سوم، با اعتراف به منزلت و جایگاه عقل و شناخت جایگاه مشورت، به گونه ای استخاره را تبیین می کند که با تعقل و تفکر منافاتی ندارد. طبق این دیدگاه، هیچ مانع و محذور دینی در استخاره نیست، چرا که استخاره کاری جز تعیین یکی از دو طرف تردید را انجام نمی دهد.نه جایگاه عقل و مشاوره را نفی می کند،نه جلو عمل به آیات قرآن را می گیرد، نه حلالی را حرام، نه غیر واجبی را واجب و نه حکمی از احکام خدا را تغییر می دهد. بلکه فقط و فقط استخاره کننده را از تردید نجات می دهد. در بررسی صحت هر کدام از این دیدگاهها به مطالب زیر باید توجه کرد: بعد از این دو مرحله اساسی (تفکر و مشاوره) و قبل از پرداختن به استخاره متعارف، در روایات سفارش دیگری به فرد مردد شده است و آن نماز و ذکر استخاره است که به شخص مردد دستور داده و به او می فرمایند بعد از آن (نماز و ذکر استخاره) به هر آنچه که در ذهن و فکر تمایل بیشتری دارد عمل کند زیرا بعد از نماز انسان هر چه بیشتر از شیطان دور شده و تصمیم هایش خدا پسندانه تر است. چنانکه امام صادق (ع) در جواب شخصی که در انجام کاری تردید داشت فرمود: وقتی این حالت [شک و تردید] برایت پیش آمد دو رکعت نماز بخوان و صد و یک مرتبه بگو &amp;#8220;استخیر الله&amp;#8221; (از خدا طلب خیر می کنم) سپس نگاه کن ببین کدامیک از دو طرف در نظرت مناسب تر است، پس همان را انجام بده که خیر در همان است انشاءالله. [5] بعد از این مراحل اگر باز شک شخص بر طرف نشد او چگونه باید تصمیم بگیرد؟ با توجه به مطالب گفته شده، روشن می شود که استخاره به معنای دوم و متعارف تنها بعد از داشتن شرایط زیر جایی برای بحث پیدا می کند: 1. تعقل و تفکر کافی در اطراف و جوانب موضوع مورد نظر. 2. مشورت با افراد متخصص و صاحب نظر. 3. در خواست خیر از خدا با ذکر و نماز استخاره و سپس تصمیم گیری بر طبق تمایل فکری خود با در نظر گرفتن این مراحل دو نکته مشخص می شود اولا؛ بسیار نادر است در زندگی انسان برای کاری مراحل بالا انجام شود و باز تمایل انسان به هیچ طرف نباشد و شک کاملا 50 در صد در مقابل 50 در صد باشد پس در صورت رعایت شرایط شاید بسیاری از استخاره هایی که (بدون توجه به این شرایط انجام می شود) تقلیل خواهد یافت. ثانیا؛ این که اگر بعد از این مراحل باز شک و تردید باقی باشد (با توجه به این که بقاء در شک و تردید باعث رکود در کارها و زندگی می شود) می توان با استخاره خود را از حیرت و رکود آزار دهنده نجات داد. اما در باره استفاده ائمه معصومین از استخاره در کارهای خود باید بگوئیم از آنجایی که امامان معصوم ما از نظر عقل و آگاهی انسان کامل هستند هیچ گاه دچار حیرت و دو دلی نمی شوند تا نیاز به استخاره (متعارف در بین ما) داشته باشند، اما در موارد زیادی که از آنها برای رفع تردید و دو دلی سؤال شده است آنان استخاره را پیشنهاد کرده اند. در روایتی آمده که علی قمی می گوید به امام صادق (ع) گفتم خواستم کاری انجام دهم پس از خدا استخاره کردم اما به نتیجه ای نرسیدم که انحام بدهم یا نه پس حضرت فرمود چون وقتی انسان به نماز می ایستد شیطان بیش از هر وقت دیگری از او دورتر است پس ببین در وقت نماز در قلبت چه چیزی است [قلبت به تو چه می گوید ] پس همان را انجام بده و قرآن را باز کن پس اولین چیزی که در آن دیدی به آن عمل کن انشاءالله. [6] در این روایت امام (ع) پس از اینکه شخص با طلب خیر کردن از خدا به نتیجه نرسید امام او را امر به کمک گرفتن از نماز می کند و بعد می فرماید قرآن را باز کن. همان طور که گفته شد استخاره از قرآن در جایی است که هیچ راه دیگری برای تصمیم گیری نباشد و در این صورت چه چیزی متبرک تر از قرآن برای خارج کردن انسان از تحیر خواهد بود؟ می توان چنین برداشت کرد که در لحظه ای که انسان به هیچ صورتی نمی تواند تصمیم گیری کند باز با رجوع به قرآن از کلمات نورانی آن راهنمایی بخواهد چون به هر حال هر عبارتی از قرآن در درون خود هدایت گر و حق نما است. این روایت دلیل بر مشروعیت استخاره نیز است. از طرف دیگر روش عملی علما از قدیم تا به حال بر این بوده که اگر کسی از آنها درخواست استخاره می کرده برای او انجام می دادند لذا آنرا به عنوان سیره علما می توان پذیرفت، که دلیل دیگری بر مشروعیت استخاره است. اما این اشکال که چرا اینقدر توجه به استخاره زیاد شده است و چرا بسیاری از خیرهای مادی و معنوی در اثر استخاره های نابجا از بین می روند اشکال صحیح و بجایی است که بیشتر متوجه افرادی است که فرهنگ استفاده از استخاره را ندارند و از آن استفاده نا به جا می کنند در صورتی که اگر از آن در محل خود استفاده شود گره حیرت انسان را در تصمیم گیری ها باز می کند و بسیار راه گشا خواهد بود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaamohammad.kowsarblog.ir/جایگاه-استخاره-در-اسلام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/جایگاه-استخاره-در-اسلام</link>
							</item>
				<item>
			<title>حجاب</title>
						<description>&lt;p&gt;1. واژه حجاب در لغت به معنای پرده و حاجب و چیزی است که میان دو چیز حایل و فاصله می شود. البته همان گونه که مفسران و محققان گفته اند، واژه حجاب به معنای پوشش زنان، اصطلاحی است که بیشتر در عصر ما پیدا شده و اصطلاحی جدید است. آنچه در گذشته ها در این مورد به کار می رفته، به ویژه در اصطلاح فقها، واژه «ستر» است که به معنای پوشش است. لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسایل مهم اسلامی است. در قرآن کریم برای رشد و تعالی زن و نیز سالم سازی محیط خانه و اجتماع، حجاب برای زنان، واجب شده است. 2. شـکـى نیست که خداوند از همه چیز در همه حال با خبر است و پوشیده و پنهان براى او مفهومى نـدارد. اما از آنجائی که انسان در حال عبادت خود را در حضور خدا مى بیند و با او سخن مى گوید، در چنین حالى باید مناسب ترین لباس را در حـضـور او بپوشد و روشن است که مناسب ترین لباس براى زن همان لباس کامل است - یعنى لباسى که نشانه عفت و پاکدامنى اوست و بهترین حالات او را منعکس مى سازد - تنها چنین لباسى شایسته حال عبادت مى باشد. حـتـى در مـورد مـردان نیز نـه تنها نماز خواندن با بدن عریان باطل است و با روح خضوع و احترام به ساحت مقدس پروردگار سازگاری ندارد، بلکه بهتر آن است که علاوه بر پوشش مقدار واجب، با لباسى نماز بخوانند که نشانه نهایت احترام باشد. علاوه بر این؛ رعایت حجاب در نماز: 1- نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب در همه ی موارد واجب است. 2- نماز خواندن در منظر مردم و در اماکن عمومی و مساجد، حجاب کامل را می طلبد و این مصون ماندن زنان از نگاه دیگران و حفظ آرامش روحی نمازگزار را در پی دارد. اما در خصوص کیفیت رعایت حجاب و میزان حجابی که لازم است در نماز توسط زنان رعایت شود، باید در دو جهت بحث کنیم: 1- مقدار پوشش: مقدار پوشش واجب برای زن در حال نماز، پوشاندن تمام بدن حتی موی سر به جز صورت (به مقداری که در وضو شسته می شود) و دست ها تا مچ و پاها تا مچ است. اما برای آنکه یقین کند مقدار واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و قدری پایین تر از مچ را هم بپوشاند. در این باره توجه شما را به چند استفتا از مراجع عظام تقلید جلب می کنیم: پرسش: اگر خانمی در بین نماز متوجه شود که موهای او از چادر بیرون آمده، تکلیفش چیست؟ اگر بعد از نماز بفهمد، آیا درست است؟ همه مراجع (به جز آیات عظام بهجت ره و وحید خراسانی دام ظله): اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند و نمازش صحیح است؛ به شرط آنکه پوشاندن زیاد طول نکشد. اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است. آیات عظام بهجت ره و وحید خراسانی دام ظله: اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند و بنابر احتیاط واجب نماز را تمام کند و دوباره بخواند. و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است. پرسش: نماز خواندن با مانتو و روسری چه حکمی دارد؟ همه ی مراجع: اگر مقدار واجب پوشش و شرایط لباس نمازگزار در آن رعایت شود، اشکال ندارد؛ هرچند نماز با چادر برای رعایت پوشش در نماز، آسان تر و بهتر است. (توضیح المسائل مراجع، م 897) پرسش: آیا پوشاندن کف پا هنگام سجده کردن واجب است؟ همه ی مراجع: خیر، پوشاندن روی پا و کف آن واجب نیست. آیة الله العظمی خامنه ای در پاسخ به این سۆال که: آیا پوشاندن کامل چانه هنگام حجاب و در نماز واجب است، یا این که فقط قسمت پائین آن باید پوشانده شود، و آیا وجوبِ پوشش چانه مقدمه پوشاندن صورت است که شرعاً واجب است؟، پاسخ داده اند: پوشاندن قسمت پائین چانه واجب است نه خود آن، زیرا چانه جزئى از صورت است. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص 481، س 439) 2- ساتر بودن لباس و پوشش: واجب است لباس زن نمازگزار از نظر نازکی و ضخامت به حدی باشد بدن و موی انسان (زن) در آن پیدا نباشد. حضرت امام خمینی (ره) در این زمینه فرموده اند: &amp;#8220;اگر حجاب و ساتر به نحوی باشد که بدن دیده شود، کافی نیست. (استفتائات حضرت امام خمینی(ره)،ج1،صفحه 137 سۆال34)&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaamohammad.kowsarblog.ir/حجاب-560&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/حجاب-560</link>
							</item>
				<item>
			<title>چگونه زتدگی شادی داشته باشیم</title>
						<description>&lt;p&gt;مراحل 1. از زمان حال لذت ببرید. هر روز را طوری زندگی کنید انگار آخرین روز زندگیتان است. امروز هدیه‌ای به شماست. زندگی موقعیت‌ها و فرصت‌های زیادی را به شما هدیه می‌دهد اما زمانی می‌توانید از فرصت زندگی کردن خود بیشتری استفاده را ببرید که انتخاب‌های درستی داشته باشید. از هر لحظه زندگی لذت ببرید. هر روز می‌تواند شروعی تازه با انتخاب‌هایی پیش رویتان باشد، پس منتظر چه هستید؟ 2. ماجراجو باشید. کمی به اکتشاف بپردازید و از چالش‌های تازه استقبال کنید. همراه با عزیزانتان به دیدن مکان‌های جدید بروید. راه‌هایی را انتخاب کنید که دیگران انتخاب نمی‌کنند. خودتان را اسیر عادت‌های همیشگی نکنید. زندگی با ماجراجویی بسیار هیجان‌انگیزتر خواهد بود. 3. دفترچه خاطرات داشته باشید. موفقیت‌ها و شادی‌های زندگیتان را ثبت کنید. وقت بگذارید و نوشته‌های قبلیتان را بخوانید. این می‌تواند منبع الهام خوبی برای خودتان و دیگران باشد. 4. همه را دوست بدارید. . خودتان را دوست داشته باشید. به زیبایی بیرونی و درونی خودتان دقت کنید تا بتوانید همان را در دیگران ببینید. پذیرش از درون می‌آید. به چیزهایی از خودتان که دوست ندارید فکر نکنید. درعوض، چیزهایی را در خودتان پیدا کنید که دوست دارید. . دیگران را دوست داشته باشید. کسانیکه با شما خوب رفتار می‌کنند را دوست بدارید. بدون اینکه انتظار دوست داشته شدن و محبت دیدن داشته باشید، دوست بدارید و محبت کنید. در برخورد با دیگران خودخواه نباشید. 5. همه آدمها را بپذیرید. مهربان و مودب باشید. از همراهی دیگران لذت ببرید. خوبی‌های آنها را ببینید نه تفاوت‌هایی که با شما دارند. دیگران را قضاوت نکنید و طوری با همه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند. 6. هدف زندگی را دریابید. چیزی را پیدا کنید که به زندگیتان معنا و مفهوم دهد. وقتی چیزی پیدا کردید که برایش زندگی کنید، مطمئناً بهتر زندگی خواهید کرد. اگر روابطتان هدف اصلی زندگیتان نباشد، شغلتان یا هر چیز دیگری می‌تواند باشد. معنای زندگی شما چیزی است که خودتان تعیین می‌کنید. برای خودتان هدف تعیین کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. 7. کمک کنید. بی‌دریغ به دیگران خدمت کنید. از همسایه‌تان شروع کنید. به افراد نیازمند کمک کنید. کمک کردن نه تنها باعث می‌شود انسان بهتری باشید، بلکه به رشد دیگران نیز کمک می‌کند. 8. واقع بین باشید. اهدافی متناسب با توانایی‌ها و استعدادهایتان تعیین کنید. هر تلاش را یک دستاورد درنظر بگیرید. 9. به دنبال تعادل باشید. روز و شب، جلو و عقب، خوب و بد را در هر چیزی بشناسید. 10. مثبت باشید. بر افکار و اتفاقات خوب تمرکز کنید. خیلی به خودتان سخت نگیرید. اذیت کردن و آزار رساندن به خودتان هیچ فایده‌ای ندارد. مثبت‌ باشید. مثبت فکر کنید، مثبت حرف بزنید و مثبت عمل کنید. همیشه نیمه پُر لیوان را ببینید. همچنین بخوانید: فواید مثبت اندیشی 11. کنترل خود را حفظ کنید. مسئول رفتارها و اعمال خودتان باشید. با خود صادق باشید. در هر موقعیتی یک رمز شخصی داشته باشید. به دنبال زمینه‌های مشترک باشید. 12. به قلب و روحتان گوش دهید. به ندای درونیتان گوش دهید اما برای تصمیم‌گیری آزاد باشید. از غریزه‌تان استفاده کنید. اجازه ندهید دیگران به شما بگویند چه بکنید. 13. ذهنتان را پاک کنید. دعا و راز و نیاز با خدا، تمرینات یوگا، مدیتیشن و تای‌چی روحتان را جوان و شاداب کرده و باعث می‌شود بهتر تمرکز کنید. 14. سبکبار باشید. خواسته‌ها، تمایلات و دارایی‌ها نباید مالک شما باشند. خودتان را از تکانه‌ها آزاد کنید. تصمیم بگیرید فقط به نیازهای ساده و روزمره خود فکر کنید. 15. بخندید. خنده بهترین دارو است. خندیدن در بدن اندورفین آزاد می‌کند و طول عمر شما را افزایش می‌دهد. شادی درونی واقعاً زیبا و لذت‌بخش است. 16. انعطاف‌پذیر باشید. به تغییر بعنوان چیزی مثبت در زندگی نگاه کنید. گاهی اوقات باید با جریانی که پیش از شماست پیش روید. 17. چند هدف روزانه لیست کنید. یک دوست جدید پیدا کنید، برای شنا یا پیاده‌روی بروید. برای لذت بردن از هر روزتان برنامه داشته باشید. 18. چیزهای کوچک را تحسین کنید. وقتی برای پیاده‌روی در محل همیشگی می‌روید، سعی کنید این بار با دفعات قبل متفاوت بوده و چیزهایی جدید کشف کنید. وانمود کنید که کشوری دیگر هستید و بار اول است که به آنجا آمده‌اید. با خانواده‌تان بیرون بروید و خوش بگذرانید. برای درک زیبایی‌های اطرافتان وقت بگذارید. 19. خودتان و دیگران را ببخشید. انرژی منفی که بخاطر شکست‌های قبلی احاطه‌تان کرده و شما را عقب نگه داشته را آزاد کنید. به استقبال هر چیزی بروید که زندگی برایتان پیش می‌آورد. 20. با خودتان و دیگران، مخصوصاً با خودتان، صادق باشید. اگر با خودتان صادق نباشید، استرسی پنهانی در شما ایجاد می‌شود که همه شادی و انرژی‌تان را می‌گیرد. پذیرفتن خود خیلی مهم است. صادق بودن زندگی‌تان را ساده‌تر می‌کند و باعث می‌شود آنهایی که بخاطر دیدگاه‌هایتان دوستتان ندارند از شما دور شوند. صداقت داشتن با دیگران اعتماد می‌سازد و با خودتان اعتمادبه‌نفس. 21. در انتظار فردا باشید. هر روز خاص است. هیچ روزی شبیه روز قبل نیست و هر روزی به نوبه خود زیباست. اگر همه چیز بر وفق مرادتان پیش نمی‌رود، به خاطر داشته باشید که همیشه فردایی وجود دارد. ممکن است فردا زندگیتان بهتر شود. 22. مرگ را بپذیرید. فکر کردن به مرگ باعث می‌شود قدر زندگیتان را بدانید. برای درک زیبایی زندگی و دنیا وقت بگذارید. با مرگ نجنگید یا از آن ترس نداشته باشید. 23. محیط‌ اطرافتان را تحسین کنید. هر از گاهی وقت بگذارید و به پیاده‌روی بروید. تصور کنید از سیاره‌ای دیگر آمده‌اید. به همه چیز با دیدی تازه نگاه کنید، حتی به رنگ آبی آسمان و نور خورشید. به گیاهان، درختان، برگ‌ها و گل‌ها و تکان خوردن آنها با وزش باد دقت کنید؛ به جریان آب و شکل گرفتن آن وقتی درون ظرفی ریخته می‌شود. به موجودات مختلف، حشرات، حیوانات، پرندگان و انسان‌ها نگاه کنید. این کار خاطرات مرده را از ذهنتان پاک می‌کند و روزمرگی را از زندگیتان بیرون می‌کند. 24. افکار منفی‌تان را پاک کنید. برای پاک کردن ریشه افکار منفی (عصبانیت، ترس، تردید، تنفر و …) وارد عمل شوید. هر فکر منفی را با یک فکر مثبت جایگزین کنید. ممکن است در آن لحظه خیلی حس خوبی نداشته باشید اما وقتی به چیزهای خوب فکر کنید مطمئناً حالتان بهتر خواهد شد. به همه نعمت‌هایی که در زندگی به شما داده شده فکر کنید زیرا بااینکه ممکن است گاهی همه چیز به هم بریزد و اوضاع چندان مطلوب نباشد، اما آینده سرشار از امید است. لبخند بزنید و احساسات و افکار منفی را درون خود نگه ندارید. 25. پایه‌ای محکم برای اعتقاداتتان بسازید. اما، متواضع باشید و به عقاید دیگران احترام بگذارید. از هر چیزی که به آن اعتقاد دارید دفاع کنید و اجازه ندهید دیگران باورهایتان را سرکوب کنند. می‌توانید در عین حفظ باورها و ارزش‌های خود اما از ایده‌های دیگران نیز استقبال کنید. درگیر جزئیات نشوید. وقتی تعارضات بزرگ برایتان پیش می‌آید سعی کنید راه‌هایی خلاقانه برای زندگی با آنها پیدا کنید—کدام مهمتر است، اینکه یکی از عزیزانتان با شما مخالف است یا اینکه دوستش دارید؟ 26. لیست پیش از مرگ تهیه کنید. لیستی از همه کارهایی که دوست دارید قبل از مردن انجام دهید تهیه کنید، مثل یاد گرفتن یک مهارت سخت، پیشرفت کردن در یک کار یا ورزش، بانجی‌جامپینگ، … هر بار که کاری از لیستتان را انجام می‌دهید، جلوی آن تیک بزنید. این روند پیشرفتتان را نشان می‌دهد. 27. دوستیابی کنید. دوستانی واقعی پیدا کنید؛ دوستانی که در حضور آنها بتوانید خودتان باشید. با آنها به جاهای بیشتری بروید تا بتوانید در لذت‌هایتان با آنها شریک شوید. 28. تقدیر و قدرشناسی‌تان را ابراز کنید. هر روز چیزهایی که قدردانشان هستید را تشخیص دهید. بگذارید خانواده، دوستان و عزیزانتان ببینند تا چه اندازه برای داشتن آنها قدردان هستید. 29. الهام‌بخش خود باشید. کاری انجام دهید که الهام بخشتان باشد: پیدا کردن یک الگوی تازه برای زندگیتان یا خواندن کلامی عبرت‌آموز از بزرگی. 30. خود را درگیر گذشته نکنید. نگران اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شدید نباشید، سعی کنید از آنها درس بگیرید. هر اشتباه درسی با خود دارد. نگران گذشته نباشید زیرا گذشته است. نگران آینده هم نباشید چون هنوز نیامده است. در امروز زندگی کنید. 31. هیچ چیز را نادیده نگیرید. از همه چیز و همه کس در اطرافتان تقدیر کنید—خانواده، دوستان، خانه، حیوانات، محیط و دنیا. یک روز که بیدار شوید می‌بینید که یکی از آنها را از دست داده‌اید. به همین دلیل باید وقتی آنها را دارید قدرشان را بدانید. 32. همه چیز را پیش‌رو داشته باشید. به خاطر داشته باشید که بااینکه ممکن است در حال حاضر همه چیز سخت به نظر برسد اما بدون شک یک نفر هست که اتفاقات و موقعیتی بسیار بدتر از شما دارد. 33. اجازه ندهید دارایی‌ها بر زندگیتان فرمانروایی کنند. اجازه ندهید وسایل الکترونیکی جدید، لباس‌ها و ماشینتان کنترل زندگی شما را به دست گیرند. دارایی‌های مادی فقط وسیله‌ای برای کمک به بهبودی زندگی شما هستند. خودتان ارجح هستید. 34. آرزوهایتان را دنبال کنید. لیستی از همه چیزهایی که روزی دوست داشتید داشته باشید یا انجام دهید تهیه کنید. با نشستن و نوشتن هیچ آرزویی برآورده نخواهد شد. باید بلند شوید و دست به تلاش بزنید. سخت کار کنید و سعی کنید آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید. اگر واقعاً چیزی را بخواهید، راهی برای دست یافتن به آن پیدا خواهید کرد. 35. دلسرد نشوید. شکست را نپذیرید، حتی اگر به نظر برسد تنها گزینه موجود باشد. به موانعی که دیگران برای اینکه به آنچه که هستند تبدیل شوند پشت سر گذاشته‌اند نگاه کنید. آن را وارد زندگی خود کرده و از آنها درس بگیرید. 36. خودتان باشید. شجاعت لازم برای اینکه خودتان باشید را داشته باشید. خجالت نکشید! شما همانی هستید که هستید. حتی اگر اجتماع دوستتان نداشته باشید، همین هستید، پس چیزی که دیگران فکر می‌کنند را فراموش کنید و زندیگتان را بکنید. کاری را بکنید که دوست دارید چون زندگی شما همان است که خودتان می‌سازید. زندگی شما متعلق به خود شماست. هیچکس دیگر نمی‌خواهد زندگی شما را زندگی کند، پس همه چیز به خودتان بستگی دارد. 37. هر روز یک روز تازه است! از گذشته درس بگیرید، برای آینده هدف تعیین کنید اما در حال زندگی کنید.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaamohammad.kowsarblog.ir/چگونه-زتدگی-شادی-داشته-باشیم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/چگونه-زتدگی-شادی-داشته-باشیم</link>
							</item>
				<item>
			<title>سخنان رهبر درمورد جنگ نرم</title>
						<description>&lt;p&gt;پشت سنگرها خوابمان نبرد همیشه امکان ضربه زدن از سوی دشمنان انقلاب و دشمنان ایران اسلامی هست حتی در بهترین شرایط . همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم . غفلت از اینکه ممکن است به حرکت عمومی ملت ایران ضربه ای وارد شود ، چیز خطر ناکی است . هوشیار باشید . این همان توصیه ی امیر مؤمنان ( سلام اللّه علیه ) است که فرمود :«و من نام لم ینم عنه » در عرصه زندگی سیاسی دچار خواب آلودگی نشویم در پشت سنگرها خوابمان نبرد . اگر تو خوابت برد ، باید بدانی که دشنمن ممکن است بیدار باشد . 12/5/1388 افسران و فرماندهان جنگ نرم در این جنگ نرم ، شما جوانهای دانشجو ، افسران جوان این جبهه اید &amp;#8230;. افسر جوان در صحنه است هم به دستور عمل میکند ، هم صحنه را درست میبیند با جسم خود و جان خود صحنه را می آزماید . لذا اینان افسران جوانند . شما که استااد او هستید ، رتبه ی بالاتر افسر جوانید شما فرمانده ای هستید که باید مسائل کلان را ببیند دشمن را درست شناسائی بکنید هدف های دشمن را کشف بکنید احیانا به قرارگاه های دشمن ، آن چنانی که خود او نداند ، سر بکشید و بر اساس او ، طراحی کلان بکنید و در این طراحی کلان ، حرکت کنید . 8/6/1388 شروط وبایسته های فعالیت در جنگ نرم شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه ی جنگ نرم ، یکی اش نگاه خوشبینانه وامیدوارانه است . من نگاهم به آینده ، خوشبینانه است نه از روی توهم ، بلکه از روی بصیرت . شما جوانید- مرکز خوشبینی- مواظب باشید نگاهتان به آینده ، نگاه بد بینانه نباشد نگاه امید وارانه باشد ، نه نگاه نومیدانه . شرط دیگر این است که در قضا یا افراط وجود نداشته باشد &amp;#8230;..مراقب باشید تندروی ، انسان را پیش نمیبرد . بافکر ، تصمیم بگیرید . 4/6/1388 راهکارهای مقابله را خودتان پیاده کنید این که ( شما افسران جوان جبهه ی مقابله با جنگ نرم ) چه کار باید بکنید ، چه جوری باید عمل کنید ، چه جوری باید تبیین کنید ، اینها چیزهای نیست که من بیایم فهرست کنم ، بگویم آقا این عمل را انجام بدهید ، این عمل را انجام ندهید اینها کارهائی است که خود شماها باید در مجامع اصلی تان ، فکری تان ، در اتاق های فکرتان بنشینید ، راهکارها را پیدا کنید لیکن هدف مشخص است : هدف ، دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله ی با یک حرکت همه جانبه ی متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته ی علمی رسانه ای . باید با این جریان شیطانی خطر ناک مقابله شود . 4/6/1388 دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیری شما استفاده کند در جنگ فرهنگی ، در جنگ سیاسی ، در جنگ امنیتی ، تحرک دشمن را نمی توان درست دید . گاهی اوقات ، دشمن کار رابه گونه ای ترتیب می دهد که حرف حقی ، از زبان یک نفر صادر بشود . دشمن ناحق و باطل است ، پس چرا می خواهد این حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود . چون می خواهد پازل خودش را کامل کند . این پازل از صد یا دویست قطعه تشکیل شده یک قطعه اش هم همین حرف حقی است که آن شخص باید بزند تا این پازل را کامل کند . اینجا این حرف حق را نباید زد . پازل دشمن را نباید کامل کرد . در این حد هوشیاری لازم است . دشمن نباید بتواند از هیچ حرکت و اظهار و موضعگیری شما استفاده کند . این ، اصل اول و یک خط قرمز است . 31/2/1386 مقام معظم رهبری از همان سال های پس از جنگ هشدار های متعددی در مورد تجهیز جبهه دشمن برای ضربه زدن در عرصه فرهنگی داشتند که معمولا با سردی و بی محلی برخی نخبگان و فعالان عرصه فرهنگی مواجه می شد. اما طی چند سال اخیر تیرهای این جنگ بر همگان نمایان تر شده و طرح هایی همچون مهندسی فرهنگی برای ساخت جبهه فرهنگی مطرح شده است. در ادامه مطلب به صحبت هایی از ایشان در مورد جنگ نرم در ماه های اخیر می پردازیم. مقدمه اول: «وقتی انسان، تجهیز، صف آرایی، دهانهای با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام خمینی و آرمانهای نظام اسلامی را می بیند وجود این جنگ نرم را باور می کند هرچند ممکن است عده ای اینها را نبینند.»(بیانات در دیدار اهل هنر، 14 شهریور 1388) مقدمه دوم: «امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با یک جنگ عظیمى مواجه است، لیکن جنگ نرم که دیدم همین تعبیر «جنگ نرم» توى صحبتهاى شما جوانها هست و الحمدللَّه به این نکات توجه دارید؛ این خیلى براى ما مایه‏ى خوشحالى است - خوب، حالا در جنگ نرم، چه کسانى باید میدان بیایند؟ قدر مسلّم نخبگان فکرى‏اند. یعنى شما افسران جوانِ جبهه‏ى مقابله‏ى با جنگ نامید.»(بیانات در دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388) مقدمه سوم: «در این جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران جوان این جبهه‏اید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنى سرباز هیچگونه از خودش تصمیم‏گیرى و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید، عمل کند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‏ها و یگانهاى بزرگ، چون آنها طراحى‏هاى کلان را میکنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را درست مى‏بینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مى‏آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم مى‏بینند، در چهارچوب هم کار میکنند.» (بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها، 8 شهریور 1388) مقدمه چهارم: «اینى که چه کار باید بکنید، چه جورى باید عمل کنید، چه جورى باید تبیین کنید، اینها چیزهائى نیست که من بیایم فهرست کنم، بگویم آقا این عمل را انجام بدهید، این عمل را انجام ندهید؛ اینها کارهائى است که خود شماها باید در مجامع اصلى‏تان، فکرى‏تان، در اتاقهاى فکرتان بنشینید، راهکارها را پیدا کنید؛ لیکن هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله‏ى با یک حرکت همه‏جانبه‏ى متکى به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته‏ى علمىِ رسانه‏اى. باید با این جریان شیطانىِ خطرناک مقابله شود.»(بیانات در دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388) مقدمه پنجم: «اگر در زمینه‏هاى مسائل اجتماعى، مسائل سیاسى، مسائل کشور، آن چیزهائى که به چشم باز، به بصیرت کافى احتیاج دارد، جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما که استاد او هستید، رتبه‏ى بالاترِ افسر جوانید؛ شما فرمانده‏اى هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛ دشمن را درست شناسائى بکنید؛ هدفهاى دشمن را کشف بکنید؛ احیاناً به قرارگاه‏هاى دشمن، آنچنانى که خود او نداند، سر بکشید و بر اساس او، طراحى کلان بکنید و در این طراحى کلان، حرکت کنید.»(بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها، 8 شهریور 1388) مقدمه ششم: «در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود.» (بیانات در دیدار اهل هنر، 14 شهریور 1388) مقدمه هفتم: «حالا شما جوانانى که گفتیم افسران جوان مقابله‏ى با جنگ نرم هستید، از من نپرسید که نقش ما دانشجویان در تخریب مسجد ضرار کنونى چیست؛ خوب، خودتان بگردید نقش را پیدا کنید. یا مقابله‏ى با نفاق جدید، یا تعریف عدالت.» (بیانات در دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaamohammad.kowsarblog.ir/سخنان-رهبر-درمورد-جنگ-نرم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/سخنان-رهبر-درمورد-جنگ-نرم</link>
							</item>
				<item>
			<title>حدیثی از امام حسین</title>
						<description>&lt;p&gt;اباعبدالله الحسین علیه السلام : قَالَ : أُنْشُدُكُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) نَصَبَهُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍ‏ فَنَادَى لَهُ بِالْوَلَايَةِ وَ قَالَ لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ قَالُوا : اللَّهُمَّ نَعَم‏ &amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8212;&amp;#8211; من با سوگند به خدا از شما می پرسم : آیا می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او (امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب پدرم) را در روز غدیر خمّ نصب نمود و ندای ولایت او را در داد و گفت : واجب است که حضّار ، این مطالب را برای غائبین بازگو کنند؟ گفتند : بار پروردگارا ! آری !&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://yaamohammad.kowsarblog.ir/حدیثی-از-امام-حسین-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://yaamohammad.kowsarblog.ir/حدیثی-از-امام-حسین-3</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
